حجت الاسلام امامی طی مصاحبه رادیویی گفت:

حرام خواری در جامعه اگر جا بیافتد آن جامعه، جامعه امام کش خواهد شد

سیدالشهداء (ع) دلیل ایستادگی نکردن خواص در مقابل ظلم را دو عامل مهم که امروزه به آن تهدید و تطمیع گفته می شود دانسته است. به این خاطر که خواص خودشان چون بهره برداری مادی داشتند و می خواستند از دشمنی ،دشمنان در امان بمانند. سکوت کرده بودند.

به گزارش روابط عمومی نهاد رهبری دانشگاه صنعتی ارومیه حجت الاسلام والمسلمین منصور امامی در مصاحبه زنده رادیویی با صدای آذربایجان غربی به تشریح حرکت اباعبدالله وتحلیل ویژه گی های جامعه آن زمان ازجنبه های مختلف پرداخته و گفت:این حرکت برای ما امروز  باید درسی باشد و چراغ راهی بشود به این خاطر که آن اشتباهاتی که جامعه آن زمان مرتکب شد، ما مرتکب نشویم.  ما باید حرکت امام حسین (ع)  را به عنوان الگو و اسوه برای خودمان قرار بدهیم.

 درجامعه آن زمان تغییر و تحولاتی به لحاظ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در آن اتفاق افتاد. بعد از اینکه پیامبر (ص) از دنیا رفتند، ولی الهی که امیرالمونین علی(ع) بودند، کنار گذاشته شد و در حقیقت تعدادی خودشان را همتراز پیامبر دانسته و حرف ها و کارهای خودشان را مانند سنت پیامبر تلقی کردند.یعنی نحوی از استبدا پنهان و آشکار خودش را نشان داد  و ندانم کاری و ظلم هایی که در جامعه اتفاق افتاد به نام سنت توجیه شد.

مسئول نهاد رهبری دانشگاه صنعتی ارومیه گفت:امام حسین (ع) ادامه این وضعیت را که در جامعه اتفاق می افتاد به افراد مختلف گوش زد می کند و در جاهای مختلف از جمله خطبه منا، سید الشهدا (ع) به آن اشاره کرده و  خواص جامعه را مورد توجه و خطاب قرار می دهد و به مخاطبین می گوید آن علما و خواصی که در جمع یهودیان وجود داشت، می دانید چرا خداوند متعال آنها را سرزنش می کند؟

به این خاطر که فساد و ظلم و منکری که  توسط ظالمان و حاکمان ظالم در جامعه اتفاق افتاد ، آن خواص و علماء جامعه در حقیت این ها را نهی نکرده و در مقابل ظلم و فسادشان ایستادگی نکردند. این را امام حسین (ع) به اصحاب و تابعین پیامبر (ص) می گویند، آن کسانی که در جامعه شأنیت دارند.

حجت اسلام امامی در ادامه به نقش خواص در جامعه آن زمان پرداخته  و گفت: سیدالشهداء (ع) دلیل ایستادگی نکردن خواص در مقابل ظلم را  دو عامل مهم که امروزه به آن تهدید و تطمیع گفته می شود دانسته است. به این خاطر که خواص خودشان چون بهره برداری مادی داشتند و می خواستند از دشمنی ،دشمنان در امان بمانند. سکوت کرده بودند. در حقیقت حضرت ابا عبدالله علیه السلام  به این مساله اشاره می کند و می گوید:اینان گویا چشمانشان به دست ظالمان است که به اینان چیزی برسد و یا اینکه می ترسیدند و از ترس صحبت نمی کردند چون اگر صحبت می کردند جایگاهشان به خطر می افتاد و این باعث می شد افرادی که در جامعه به لحاظ سیاسی می توانستند تاثیر گذار باشند، از روی ترس و یا طمع در مقابل ظلم و فساد حرفی نزنند.ای مردم پیامبر فرموده اند که هرکسی یک سلطان ظالم را ببیند که حرام خدا را حلال بشمارد و مخالف سنت پیامبر باشد و در میان بندگان با گناه عمل بکند و یک نفر در مقابل او نایستد و در مقابلش اظهار مخالفت نکند، خداوند متعال حق است که این فرد را با همان ظالم محشور نماید. یعنی اگر ظلم و فسادی دیدیم و در مقابل آن عکس العملی نشان ندادیم، تو نیز همانند آن ظالم هستی و  در برخی روایات هست که لعنت کرده اند هم ظالم را  و هم مظلوم را.آن مظلومی که ظالم را قبول می کند و در مقابل آن از خود عکس العملی از خود نشان نمی دهد. حضرت می فرماید اینان مستلزم امر شیطان شده اند و خداوند متعال را ترک کرده اند و حضرت در ادامه می فرماید: و من شانیت دارم که در مقابل آن قیام کنم و تغییر بدهم.

امامی یکی از دلایل قیام امام حسین (ع)  را  همین اتفاقات سیاسی جامعه دانسته و گفت :همین اتفاقات باعث تغییر و تبدل و تحریف در سنت پیامبر (ص) شد.

ایشان در بخش دوم سخنان خود به دلایل دیگری از قیام امام حسین علیه السلام اشاره کرده و گفت :قسمتی دیگری از تغییرات  جامعه به لحاظ اقتصادی بود چون با توجه به فتوحاتی که اتفاق افتاد و آن پول و ثروتی که از سایر سرزمین ها سرازیر شد باعث شد عده ای رفاه زده شدند و پول مفت به دست شان رسید و عده ای افراد انقلابی تبدیل شدند به افرادی شکم باره که کارهایشان شده بود خرید و فروش زمین و سکه و دلالی و مانند این ها و اینها رانت خوارانی شدند در جامعه اسلامی  و به نام اینکه ما عده ای هستیم که انقلاب کردیم ، از سفره انقلاب پیامبرسهم خواه شدند و نتیجه این شکم بارگی و دنیا طلبی و پول مفتی که به دست آوردند باعث این شد که آرام آرام سست شده و توان و روحیه انقلابی خود را از دست داده و تبدیل شدند به خانواده هایی که در این خانواده ها آقازاده هایی  با پول مفت و حرام رشد کردند که در واقع همان آقازاده های حرام خور در مقابل امام حسین ایستاده ند و حرف حضرت در آنها اثر نکردحرام خواری در جامعه اگر جا بیافتد آن جامعه، جامعه امام کش خواهد شد.

اتفاق دیگری  که در جامعه سیدالشهدا رخ داد  این بود که تضاد طبقاتی در جامعه ایجاد شد و شکاف واختلافات طبقاتی  زیاد شد و بین عرب و عجم و مهاجر و انصار تفاوت بوجود آمد ( برخلاف زمان پیغمبر که حقوق مساوی پرداخت می شد ولی بعد ها نامساوی شد) و این عدم تساوی باعث شد عده ای بیشتر از بقیه حقوق بگیرند و عده ای از رفاه برخوردار شدند و عده ای نشدند و جامعه آرام آرام بازگشت به دوران گذشته و قبیله گرایی و حزب گرایی و آرام آرام به زبان خودمان به زمان شاه توجه کردند و دید فرهنگی جامعه عوض شد . پول در آوردن به هر روشی تبدیل به ارزش شد و حق و باطل جای خود را عوض کردند و در نتیجه  درچنین جامعه ای  معاویه می آید و نظام پادشاهی را در بنیان می گذارد و مثل شاه زندگی می کند و از دین تنها صورتی باقی می ماند و حقیقت دین کنار گذاشته می شود.

حجت الاسلام امامی در ادامه به سخنی از امام صادق (ع) اشاره کرده و گفت: امام صادق (ع) می فرمایند: بنی امیه به مردم اجازه می دادند توحید گفته شود ولی از شرک سخنی نمی گفتند چون خودشان آلوده به شرک بودند و شرک آلود و شرک آمیز زندگی میکردند و مردم اگر آسیب ها را می شناختند مقابل آن می ایستادند و این یعنی دین را مثله کردن ، یعنی بخشی از دین را گفتن ، دین را حداقلی کردن و ظاهر سازی کردن تا فقط  صورت دین بماند یعنی حج و نماز جماعت باشد ولی ایمان و اعتقاد مردم کاملا پوشالی و سطحی بشود و این جامعه ،جامعه ای است که کور و کر است و حقیقت را نمی شنود.

ایشان در بخش پایانی سخنان خود گفتند: حقیقت دین که عدالت و معنویت راستین و عقلانیت بود را ذبح کرده و از بین برده بودند و امام حسین (ع) قیام می کنند که عدالت را که روح دین است به جامعه باز گرداند و معنویت الهی را که ریشه در قرآن و سنت پیامبر(ص) دارد را بازگرداند وهمچنین عقلانیت را تا مردم بتوانند اتفاقات جامعه را تحلیل کنند چون تغییرات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی که در جامعه رخ داده بود باعث شده بود در باور های مردم خلل وارد شود و جامعه صفات و ویژگی هایی را به خود گرفته بود و تبدیل شده بود به مسلمانان نامسلمان که ظاهر مسلمان دارند ولی باطن مسلمان ندارند ،انسانها نا انسان می شوند و گرگ صفت که حاضرند برای رای و منصب و سمت و ثروت درمقابل پاکترین انسان قرار بگیرند  و او را شهید کنند . جامعه سید الشهدا (ع) چنین ویژگی هایی داشت و این  نتیجه گناه خواص و عوام جامعه بود که در وقت خود به وظیفه اش عمل نکرده بود . سید الشهداء علیه السلام باید در مقابل این بایستد و تبیین کند و اگر نتیجه نداد حضرت  باید جهاد کرده و با خون دادن خود مردم را بیدار بکند.

کلمات کلیدی
Mr Admin
تهیه کننده:

Mr Admin

تصاویر

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *